مبانی نظری تعاریف،دیدگاه ونظریات پرخاشگری خرید ارزان مبانی نظری تعاریف،دیدگاه ونظریات پرخاشگری
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
خلاصه ای از کار:تعریف و اهمیت توجه به پرخاشگری پرخاشگری مفهوم بسیار پیچیده ای است. این رفتار از یک سو تحت تاثیر عوامل موقعیتی و روان شناختی است و از سوی دیگر، عوامل ژنتیک و زیست شناختی در استقرار و گسترش آن نقش بسیار عمده ای بازی می کنند. از این رو، ارائه ی تعریفی دقیق و عینی از این سازه دشوار است. با این وجود بارون و ریچاردسون (1994)، در تعریف پرخاشگری نشان دادند که هدف این گونه رفتارها تخریب و آسیب رسانی به یک موجود زنده و اموال اوست، رفتاری که سبب بروز واکنش های دفاعی و اجتنابی از سوی قربانی می شود.پرخاشگری یکی از اختلالات مهم در روان شناسی بالینی و روان پزشکی است. حدود یک سوم تا نیمی از مراجعه کنندگان به مراکز روان شناسی و روان پزشکی، مشکلات پرخاشگری و رفتارهای ضداجتماعی دارند. کودکان مبتلا، به شدت در معرض طرد همسالان، عملکرد ضعیف تحصیلی و افزایش تدریجی رفتار پرخاشگرانه (پترسون، رید و دیشییون ، 1992) و همچنین آماده ی ابتلا به اختلال های خلقی، مصرف مواد، بزهکاری و اختلال شخصیت اجتماعی در بزرگسالی هستند (سادوک و سادوک، 2006، ترجمه ی رضاعی و رفیعی، 1387).....................دورنمای تاریخی پرخاشگری و خشمیکی از بهترین راه ها برای درک دوسوگرایی ما نسبت به خشم، توجه به طرز تلقی مردم از خشم در طول تاریخ است. کارول و پیتر استرنز (1986) نگرش آمریکایی ها نسبت به موضوع خشم را در سه حوزه زندگی مورد بررسی قرار داده اند که عبارتند از: تربیت کودک، کار و روابط زناشویی.تربیت کودکدر طول تاریخ نگرش های متفاوتی در مورد تربیت کودکان وجود داشته است. در اوایل تاریخ آمریکا،...............محیط کارامروزه بروز پرخاشگری در محیط کار مقبول نیست و شرکت ها و سازمان ها برای جلوگیری از ورود کارکنان بداخلاق و تندخو از آزمون های............روابط زناشوییدر تاریخ اولیه ی آمریکا ابراز خشم در خانواده ممنوع بود. خانه خلوتگاهی مقدس تلقی می شد و مشاجره و اختلاف بین زن و شوهر،..........علل پرخاشگریصاحب نظران علوم اجتماعیدر مورد علل پرخاشگری صاحب نظران علوم اجتماعی پرخاشگری را به دو قسمت تقسیم نموده اند. عده ای از آن ها معتقدند که پرخاشگری ذاتی و فطری است و گروهی دیگر آن را نتیجه ی عوامل اجتماعی و آموختنی می دانند. بر این اساس دو نوع پرخاشگری را به شرح زیر توضیح داده می شود:1) طرفداران ذاتی بودن پرخاشگری..........2) طرفداران منشا اجتماعی پرخاشگریاین عده در مقابل ذاتی بودن پرخاشگری اعتقاد دارند که فکر ذاتی بودن پرخاشگری برای انسان خطرناک و مخرب است، زیرا..........دیدگاه زیست شناختیاین دیدگاه به نقش عوامل بدنی در ایجاد پرخاشگری اشاره می کند. این دیدگاه دستگاه عصبی بدن انسان مانند مغز و سلسله ی...........عوامل خانوادگی پرخاشگریخانواده می تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهم ترین این عوامل عبارتند از:1- نحوه ی برخورد.............مبانی نظری پرخاشگریبه منظور آشنایی با سازه ی روان شناختی پرخاشگری، چند نظریه ی مهم پرخاشگری را به اختصار مورد بررسی قرار می دهیم:نظریه ی فرویدقدیمی ترین و معروف ترین دیدگاه درباره ی پرخاشگری، دیدگاهی است که بر اساس آن پرخاشگری و خشونت سرشتی است. مشهورترین.............نظریه ی فردیت زدایی- پرخاشگری زیمباردوزیمباردو معتقد است که فردیت زدایی، فرایندی پیچیده است که در آن برخی شرایط اجتماعی به وقوع دگرگونی هایی در ادراک...........مدل پردازش اطلاعات اجتماعی- شناختیدر این مدل نقص در یک یا چند جزو این فرایند، علت بنیادی شکل گیری رفتار پرخاشگرانه است............نظریه ی انتقال- برانگیختگی مدل دو مولفه ای زیلمن ، تعامل هیجان (برانگیختگی) و شناخت را در شکل گیری رفتار پرخاشگرانه..........نظریه ی درون گرایی- برون گرایی آیزنک (1983) پیشنهاد می کند که اکثر بزهکاران و مجرمان به طور ذاتی و سرشتی برون گرا هستند.........مدل شرمساری- پرخاشگری تانگنی احساس شرمساری که به طور معمول به خود ارزیابی منفی منجر می شود، اغلب با تجاربی از خشم و خصومت تظاهر می یابد. چنین احساس هایی..........مدل پرخاشگری- پرخاشگریبدرفتاری و اهانت کلامی دیگران اغلب عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در طرف مقابل است. وقتی پرخاشگری.............نظریه ی یادگیری اجتماعیاین دیدگاه تاکید می کند که پرخاشگری نیز مثل دیگر اشکال پیچیده رفتار اجتماعی، آموختنی است، مشاهده و تقلید از راه های............نظریه پردازان نوتداعی گرایانبر اساس دیدگاه شناختی نوتداعی گرایان تجارب تنفرآمیز، عواطف منفی را ایجاد می کند (به طور مثال، اذیت، بی قراری، تهییج) اینپرخاشگری تعریف و اهمیت توجه به پرخاشگری پرخاشگری مفهوم بسیار پیچیده ای است. این رفتار از یک سو تحت تاثیر عوامل موقعیتی و روان شناختی است و از سوی دیگر، عوامل ژنتیک و زیست شناختی در استقرار و گسترش آن نقش بسیار عمده ای بازی می کنند. از این رو، ارائه ی تعریفی دقیق و عینی از این سازه دشوار است. با این وجود بارون و ریچاردسون (1994)، در تعریف پرخاشگری نشان دادند که هدف این گونه رفتارها تخریب و آسیب رسانی به یک موجود زنده و اموال اوست، رفتاری که سبب بروز واکنش های دفاعی و اجتنابی از سوی قربانی می شود.پرخاشگری یکی از اختلالات مهم در روان شناسی بالینی و روان پزشکی است. حدود یک سوم تا نیمی از مراجعه کنندگان به مراکز روان شناسی و روان پزشکی، مشکلات پرخاشگری و رفتارهای ضداجتماعی دارند. کودکان مبتلا، به شدت در معرض طرد همسالان، عملکرد ضعیف تحصیلی و افزایش تدریجی رفتار پرخاشگرانه (پترسون، رید و دیشییون ، 1992) و همچنین آماده ی ابتلا به اختلال های خلقی، مصرف مواد، بزهکاری و اختلال شخصیت اجتماعی در بزرگسالی هستند (سادوک و سادوک، 2006، ترجمه ی رضاعی و رفیعی، 1387).کلمه ی انگلیسی «aggress» در آغاز به معنی هجوم مفروض بود زیرا در جنگ به پیش رفتن و آغاز حمله گفته می شود. پرخاشگری کردن «aggressing» ریشه در به پیش رفتن به سوی هدفی بدون دید، دودلی یا ترس بی جهت تعریف می شود (فروم ، 1977، ترجمه ی صبوری، 1363). کاپلان و سادوک (2003، ترجمه ی پورافکاری، 1388) گفته اند که پرخاشگری عبارت است از رفتاری که به قصد صدمه زدن به موجود زنده انجام می گیرد. این عمل درحالی انجام می گیرد که فرد مرتکب آن از چنین رفتاری اجتناب می ورزیده است. بارون و ریچاردسون (1994) پرخاشگری را به عنوان نوعی رفتار جهت دار که به سوی هدفی مخرب و آسیب رساننده به دیگران تعریف شده است.
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری تعاریف،دیدگاه ونظریات پرخاشگری
مبانی نظری تعاریف،مفاهیم وابعاد توانمندسازی کارکنان خرید ارزان مبانی نظری تعاریف،مفاهیم وابعاد توانمندسازی کارکنان
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
خلاصه ای از کار:- توانمند سازی- تعاریف و مفاهیم توانمندسازی تعاریف متفاوتی از واژه توانمندسازی در ادبیات موجود ارائه شده است اما تاکنون درباره تعریف آن هیچ اتفاق نظری وجود ندارد. اگر چه استفاده از شیوه های توانمندسازی در محیط کار خیلی معمول است اما تحقیقات علمی زیادی بر روی معنا و مفهوم این واژه تاکنون انجام نشده است (ارجنلی و ساجلم آری ، 2007). "بیشتر مدیران تصور می کنند با مفهوم توانمندسازی آشنا هستند ؛ در حالی که فقط تعداد محدودی از آنان با مفهوم و کاربرد آن آشنایی دارند " (ابطحی و همکاران ،1386).در فرهنگ لغت آکسفورد توانمندسازی قدرتمند شدن ، مجوز دادن ، قدرت بخشیدن و توانا شدن معنا شده است . کانتر (1997) توانمندسازی را دادن قدرت به افرادی در سطح پایین سازمان قرار دارند تعریف می کند (اسد زاده ، 2012). در سازمان های توانمند قدرت تا حد زیادی به کارکنان سطوح پایین تر منتقل می شود بطوریکه توانایی انتخاب در تصمیم گیری های مربوط به کار خود را داشته باشند (راندولف ،2000). " توماس و جودیث (2002) بیان داشتند که توانمندسازی عبارت است از طراحی و ساخت سازمان به نحوی که افراد ضمن کنترل خود آمادگی قبول مسئولیت های بیشتری را نیز داشته باشند " (ایران زاده و بابائی هروی ، 1389)............................- رویکردهای توانمندسازی اغلب مطالعات نشان می دهد که رویکرد متفاوت بر توانمندسازی اثر می گذارد.- رویکرد رابطه ای رویکرد اول رویکرد رابطه ای است که بر عناصر محیطی تاکید دارد و توانمندسازی به عنوان مجموعه ای از فعالیت های مدیریتی و شیوه هایی که در آ« قدرت کنترل بر کار و خود مختاری به کارکنان داده می شود در نظر گرفته می شود. مطالعات انجام شده بر روی این رویکرد نشان داده که توانمندسازی انتقال قدرت به سطوح پایین در سازمان است . طرفداران این رویکرد بیان می کنند که مفهوم توانمندسازی بعنوان زمینه ای برای افزایش سطح مشارکت کارکنان در فرآیند تصمیم گیری است . در این رویکرد توانمندسازی شامل افزایش ظرفیت حل مشکل در بین کارکنان ،کمک به کارکنان تا به پتانسیل وجودی خود پی ببرند و بتوانندایده ها و نظرات خود را درباره عملکرد سازمانی انتقال دهند(لیدن و آراد، 1996) ..................-دیدگاه روانشناختی توانمندسازی روانشناختی اشاره به مجموعه ای از شرایط روانی لازم برای افراد در جهت کنترل شخصی خود دارد . توانمندسازی به عنوان اعتقاد افراد بر تواناییهای خود برای انجام فعالیت های مربوط به کار خود با مهارت بیان شده است. کانگر و کانتگو (1990) برای اولین بار به تعریف این دیدگاه پرداختند . در مقابل دیگاه اجتماعی ـ ساختاری که برابر است با مجموعه ای از اقتدار و به اشتراک گذاری منابع ، اما از دید انگر و کاننگو توانمندسازی به عنوان بهبود کارآیی شخصی بیان شده است (می یرسون وکلاین ، 2008)...............- ابعاد توانمند سازی - احساس شایستگی (خود اثر بخشی )باور به اینکه توانایی انجام کار را دارند ، توانایی پاسخگویی به نیازهای کار در شرایط ایجاد شده (آلکاهتنی و سلیمان ، 2011) ، باور به اینکه مانعی خارجی برای انجام کار آنها وجود ندارد بعضی از صاحبنظران بر این باورند که این ویژگی مهم ترین عنصر توانمندی است زیرا داشتن احساس شایستگی تعیین می کند که آیا افراد برای انجام دادن کاری دشوار خواهند کوشید و پشتکار خواهند داشت یا خیر ؟ (احمدی و همکاران ، 1389). همینطور کارکنان تنها نباید این حس و باور در آنها باشد که مهارت و توانایی لازم را دارند اما در هر زمان آنها باید سعی کنند انجام وظیفه خود را به خوبی انجام دهند (چانگ ، وانگ و لایو ،2011؛ چانگ و لیو ،2011).در واقع این احساس عبارت است از باور فرد نسبت به قابلیت هایش برای انجام موفقیت آمیز وظایف محوله. به عبارت دیگر فرد باور دارد که تبحر ، کفایت و توانایی لازم را در انجام موفق کاری دارد . اگر وظیفه به گونه ای باشد که فرد بتواند با مهارت وظایفش را به انجام رساندبر احساس او از لیاقت خود ، تاثیر مثبت بر جای خواهد گذاشت (احمدی و همکاران ، 1389)................................- سطوح مختلف توانمند سازی باون و لاولر (1995) و احمد (1998) برای توانمند سازی سه سطح قائل شدند که عبارتند از : - توانمند سازی سطح پایین (فاکتورهای خدماتی) این سطح از توانمندسازی ، شامل برنامه های غنی سازی شغل و نظام پیشنهادات می باشد . در غنی سازی شغل به کارکنان فقط در چارچوب وظایف شغلی شان آزادی عمل محدودی داده می شود . در نظام پیشنهادات ، به کارکنان اجازه داده می شود تا زمینه های مربوط به تولید و خدمات ، پیشنهاداتی را ارائه دهند و مدیر ملزم به رعایت آن نمی باشد (ابطحی و عابسی ، 1386). مشاغلی که در این سطح از توانمندسازی مورد مطالعه قرار می گیرد مشاغل خدماتی نام دارند که برای انجام دادن آن به توانمند سازی با سطح پائین نیاز دارد. مشاغل مانند رستوران ، فست فودها از مشاغل خدماتی هستند که نیاز به توانمندی کم دارند. زیرا در این نوع کسب و کار ، استاندارد عملکرد کارکنان تعریف شده است بطوریکه فرصت برای اعمال اختیار یا تشخیص محمدود است (یوانو ، 2008).........................-عوامل موثر بر توانمندسازی سازمان -عوامل فردی فرد باید توانمند شدن خود را پذیرا باشد و احساس موثر بودن ، شایستگی ، حق انتخاب و رضایت شغلی در وی تقویت شود. توانمند سازی یعنی تغییر در متغیرهای ادراکی مانند پندار از محیط ، شغل ، رفتار رهبر ، تغییر و تفسیر فردی از معنی دار بودن شغل (توماس و ولتهوس ، 1990). توانمندسازی شخصی ، خواستار داشتن اعتماد به نفس و اخلاق کاری قوی است (لوپز و همکاران ، 2009). منبع توانمندی در درون فرد است . یعنی قبل از آن که به کارکنان گفته شود چه کار کنند ، به خوبی وظایفشان را درک کنند (احمدی و همکاران ، 1389).....................- عوامل درون سازمانی "توانمندسازی دادن قدرت به افراد نیست . افراد همواره دارای قدرت (به صورت دانش و انگیزش ) هستند که بتوانند کار خود را به طور مرتب انجام دهند . توانمند سازی آزاد کردن این قدرت است . القاء حسن لیاقت و شایستگی و کنترل امور ، افزایش سطح مشارکت کارکنان و خود تشخیصی آنان ، دادن قدرت ، اختیار و مسئولیت به کارکنان برای تصمیم گیری " (احمدی و همکاران ، 1389 ، ص 146) .......................-عوامل برون سازمانی "با توجه به افزایش انتظارات مشتریان ، تشدید رقابت ، انتظار سهام داران ، انتظار دولت و قانون ، توسعه فناوری ، سرعت و نوآوری و خلاقیت ، تغییر ماهیت سرمایه مالی به سرمایه انسانی و اطلاعاتی و عکس العمل سریع نسبت به تغییرات محیطی ، توانمند سازی یک ضرورت است . پیشرفت فناوری مستلزم تغییر مهارت های فرد در سازمان است . تغییر مهارت های فرد مستلزم توانمندی وی در ابعاد روانی ، فکری ، دانشی ، انگیزشی و عملکردی اوست " (میربها، 1383)................- اهمیت و ضرورت توانمند سازی در سازمان ها توانمند سازی فرایندی است که باعث احساس خود اثر بخشی میان اعضای یک سازمان می شود از طریق شناسایی شرایطی که موجب ناتوانی در افراد می شود و از میان برداشتن این شرایط توسط شیوه های رسمی سازمانی و تکنیک های غیر رسمی (اوزببک و کیلی کارسلن ، 2011). توانمند سازی ، ساختاری مهم برای سازمان است زیرا تاثیر مثبت و ویژه ای بر بازده و عملکرد سازمان می گذارد که هم به نفع افراد و هم به نفع سازمان است (نیلسن و پدرسن ، 2003). سازمان ها در حال حاضر بر توانمند سازی کارکنان متمرکز شده اند . محققان همواره به مطالعه و بررسی اعمال توانمند سازی کارکنان در بخش های خصوصی و دولتی پرداختند . در سالهای اخیر توانمند ی به عنوان یک استراتژی منابع انسانی برای ایجاد بهره وری و رضایت از محیط کار شناخته شده است . توانمند سازی یکی از موثرترین ابزارها در دستیابی به بهره وری و رضایت کارکنان و مشتریان و مزیت رقابتی است (اسدزاده و چاخرلوئی ، 2012)...................- عوامل موثر بر توانمند سازی کارکنان - حمایت یکی از عوامل مهم در توانمند سازی ، حمایت مسئولان بالا دستی سازمان از آنان است . بلانچارد (1998) بیان می کند که در اجرای توانمندسازی باید از وجود حمایت کافی برای ادامه آن اطمینان حاصل کنید . شما نمی توانید کنترل امور را در دست داشته باشید مگر آنکه سایر قسمت های سازمان از شما حمایت کنند و مانع کار شما نشوند (بختیاری و احمدی مقدم ،1389)."در صورتی آموزش و بهسازی نیروی انسانی امکانپذیر و موفق است که مورد حمایت همه جانبه مدیریت ارشد سازمان باشد و افراد ، امکانات و تجهیزات لازم در اختیار برنامه گذاشته شود "(بختیاری 1390ص 45)................- مزایای توانمند سازی در مواجهه با افزایش مطالبات رقابتی برای هزینه های پایین تر ، کارائی بیشتر ، انعطاف پذیری بیشتر ، سازمان ها بطور فزآینده ای به دنبال اجرای برنامه های توانمند سازی کارکنان به منظور افزایش عملکرد فردی و سازمانی هستند . برنامه های توانمند سازی اغلب برای اغلب برای غلبه بر رضایتی کارکنان ، کاهش هزینه های ناشی از غیبت کاری ، افزایش کیفیت کار به اجرا در می آید (دوتتینک و آمیجده ، 2011) . مزایای احتمالی توانمندسازی شامل افزایش سطح رضایت مشتری ، فراهم آوردن منابع ایده ها و خدمات جدید می باشد . توانمند سازی یک کلید تعیین کننده از کیفیت خدمات و رضایت مشتری است . کانگرو و کاننگو (1998) اذغان داشتند که کارکنان توانمند با استفاده از منبع اختیار خود به مراقبت از تامین نیازهای مشتریان و حل مشکلات احتمالی می پردازند بطوریکه کیفیت خدمات افزایش یافته و رضایت مشتریان بر آورده می شود . توانمند سازی باعث افزایش احساس خود کار آمدی کارکنان می شود همچنین به آنها این فرصت داده می شود تا انتظارات مشتریان را شناسایی کنند و به بهترین شکل در جهت ارضاء نیاز مشتری فعالیت کنند (هایو ، اهو و وینگ ، 2006)....................- موانع توانمند سازی " موانع موجود در توانمند سازی کارکنان را می توان از سه بعد مورد بررسی قرار داد. این سه بعد از ابعاد مهم هر سازمان اند . این ابعاد شامل : ابعاد زمینه ای ، ساختاری ، محتوایی هستند " (احمدی و همکاران ، 1389 ، ص270).
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری تعاریف،مفاهیم وابعاد توانمندسازی کارکنان
مبانی نظری تعاریف،مفاهیم ونظریه های سرمایه انسانی خرید ارزان مبانی نظری تعاریف،مفاهیم ونظریه های سرمایه انسانی
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
خلاصه ای از کار:- تعریف سرمایه انسانی و تاریخچه آندر یک دهه اخیر مدیریت سازمان ها تشخیص داده اند که در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و اثربخش، منابع انسانی از بالاترین اهمیت برخوردار است. در دنیایی که دانش و ارتباط با مشتریان بیش از پیش اهمیت یافته است، سرمایه انسانی که نشان دهنده حجم دانش، مهارت های فنی، خلاقیت و تجربه سازمان می باشد، اهمیت فزاینده ای می یابد و به همین نحو نیروی کار نه به عنوان دارایی های هزینه بردار، بلکه به عنوان دارایی های مولد تلقی می شوند (هندریکس ، 2002: 122).....- مفهوم شناسی سرمایه انسانی.......- اهمیت سرمایه انسانی......- اهمیت دادن به توسعه سرمایه انسانی در ایران....- طبقه بندی مفاهیم سرمایه انسانی.......- تقسیم بندی سرمایه انسانی.....- اهمیت سنجش سرمایه انسانی......- عناصر هشتگانه ی سرمایه انسانی.......- نظریات و دیدگاه ها در مورد سرمایه انسانینظریه سرمایه انسانی از عقاید «آدام اسمیت» نشات می گیرد هنگامی که بهبود مهارت کارکنان (مثلا از طریق آموزش) را به عنوان یک منبع اصلی در ارتقاء درآمد افراد مطرح می کند . از دیدگاه اسمیت ، افزایش مهارت یکی از عوامل اساسی است که تفاوت دریافتی و بهره وری را توضیح می دهد. در اوایل دهه 1960 ، مفهوم سرمایه انسانی وارد ادبیات اقتصاد شد . این زمانی بود که شولتز (1961) در سخنرانی خود در افتتاحیه انجمن اقتصاد امریکا ، هزینه های آموزشی را به عنوان یک نوع سرمایه گذاری تعبیرنمود. توسعه منابع انسانی با رویکرد جهانی مبتنی بر دانش و بیکر (1964) ، در کتاب خود تحت عنوان سرمایه انسانی ، نظری تشکیل سرمایه های انسانی را توسعه داد و روش تحلیل بازدهی سرمایه گذاری را ارائه نمود ........- انواع سرمایه انسانی:- سرمایه عقلانی.......- سرمایه هیجانی.......- سرمایه اجتماعی.....نظریه های سرمایه اجتماعی........- کارکردهای سرمایه اجتماعی..........عناصر و مولفه های سرمایه اجتماعی................منابع:- سرمایه انسانی- تعریف سرمایه انسانی و تاریخچه آندر یک دهه اخیر مدیریت سازمان ها تشخیص داده اند که در دستیابی به مزیت رقابتی پایدار و اثربخش، منابع انسانی از بالاترین اهمیت برخوردار است. در دنیایی که دانش و ارتباط با مشتریان بیش از پیش اهمیت یافته است، سرمایه انسانی که نشان دهنده حجم دانش، مهارت های فنی، خلاقیت و تجربه سازمان می باشد، اهمیت فزاینده ای می یابد و به همین نحو نیروی کار نه به عنوان دارایی های هزینه بردار، بلکه به عنوان دارایی های مولد تلقی می شوند (هندریکس ، 2002: 122).سرمایه ی انسانی موجودی شایستگی ها، دانش ، ویژگی های اجتماعی و شخصیتی شامل خلاقیت، تجسم در توانایی برای انجام کاری جهت تولید ارزش اقتصادی است. سرمایه ی انسانی دید اقتصادی جامع ای از انسان فعال در اقتصاد است، در حالی که تلاشی برای کسب پیچیدگی بیولوژیکی، اجتماعی، روانشناسی و فرهنگی است به طوری که در اثرات متقابل اقتصادی یا صریح با هم تقابل دارند (کمیجانی و همکاران، 1391: 32). در اوایل فرض وی شد که نظریه ها، زمینه ای را منعکس می کنند که در آن بخش ثانویه ی اقتصاد نسبت به بخش سوم قادر به تولید زمان در بیشتر کشورهاست. که در آن منبع مثلثی، همگن و قابل تعویض به سادگی به عنوان نیروی کار یا کار یکی از سه عوامل تولید است (دیگر موارد و ارزیابی های تبادل پذیر ـفرض پول و تجهیزات فیزیکی). فقط به عنوان این که زمین به عنوان سرمایه ی طبیعی شناخته می شود و در خود ارزیابی می شود و عوامل انسانی تولید از این تحلیل مکانیکی ساده برای سرمایه ی انسانی ناشی می شود. در تحلیل مالی فنی مدرن، اصطلاح رشد متعادل و هدف رشد مساوی قابلیت های انسانی و ارزیابی های فیزیکی اطلاق می شود که کالاها و خدمات را تولید می کند (ودادی، 1388: 74).فرض می شود که کار یا نیروی کار می تواند به سادگی مدل سازی شود؛ در کل این مورد در سال های 1950 به چالش در آمد هنگامی که بخش سوم، خلاقیت را تقاضا می کند، شروع به تولید بیشتر از بخش ثانویه در تولید زمان در بیشتر کشورهای توسعه یافته ی جهان می نماید. بر اساس آن بیشترین توجه بر عواملی است که منجر به موفقیت در برابرشکست می شود که با مدیریت انسانی مرتبط است، نقش رهبری ، استعداد و حتی شهرت جستجو شده است. امروزه بیشتر نظریه ها سعی بر تجزیه ی سرمایه ی انسانی به یک یا تعداد بیشتر اجزا برای تحویل دارن که معمولاً ناظر نامیده می شود. شایع ترین سرمایه ی اجتماعی، مجموع پیوندهای اجتماعی و روابط شناسایی شده است، همراه با تعدادی مترادفات از جمله حسن نیت یا ارزش نام تجاری یا انسجام اجتماعی و یا انعطاف پذیری اجتماعی و مفاهیم مرتبط مانند شهرت یا سابقه، به طوریکه مجزا از استعدادی است که یک فرد (از جمله یک ورزشکار به طور منحصربه فردی دارد) توسعه داده است که نمی تواند برای دیگران بدون توجه به تلاش منتقل شود و جنبه هایی که می تواند انتقال یا تدریس شود: سرمایه ی آموزشی. به طور کمتر متداولی ، برخی از تحلیل ها ساختار های خوبی را برای سلامت و سلامت خود، یا عادت های مدیریتی خوب دانش یا سیستم هایی با ساختار هایی که آن ها را مدیریت و تامین می کنند یا سرمایه ی فکری تیم ها ـ انعکاس ظرفیت های اجتماعی و ساختاری آموزشی با برخی فرضیات در باره ی یگانگی فردی در محتوا و زمینه ای که آن ها کار می کنند. به طور کلی این تحلیل ها تصدیق می کند که بدنه های تدریس فردی ، ایده ها و مهارت های آموزش و اثر اجتماعی یا قدرت تشویق متفاوت هستند (فوئنته و دومنیک، 2006: 107). در سال 2010 سازمان همکاری و توسعه ی اقتصادی دولت ها را تشویق کرد که اقتصاد ها سیاست رادر بر بګیرند تا نو آوری و دانش در محصولات و خدمات به عنوان مسیر اقتصادی برای موفقیت وداوم افزایش یابد. سیاست های بین المللی اغلب فرار سرمایه ی انسانی را مورد توجه قرار می دهد در حالی که نبود اشخاص با استعداد یا آموزش دیده ی یک کشور که برای آن ها سرمایه ګذاری کرده اند، برای دیگر کشور ها مزایایی بدون سرمایه گذاری برای آنها دارد . بالاترین ترقی در نیرو های تولید کننده ی کار و بخش بزرگتر مهارت ، چابکی و قضاوت با این که هدایت و به کار برده می شود، به نظر می رسد اثرات تقسیم کار را دارد. رابطه ی پیچده ای بین تقسیم کار و سرمایه ی انسانی وجود دارد (گیرمان و همکاران، 2013: 15). در ســــال های اخیــــر بر ضــــرورت «سرمایه گذاری در منابع انسانی» تاکید ویژه ای وجود دارد و بسیاری از اقتصاددانان توسعه، رشد سریع ذخایر سرمایه مادی را تا حد زیادی به تمرکز سرمایه انسانی یا افزایش دانش و مهارت های فنی وابسته می دانند. سرمایه انسانی مجموعه ای از سرمایه فرهنگی (علم، دانش، تخصص و مهارت) و سرمایه جسمانی (توان سلامتی) افراد است که به وسیله آموزش و بهداشت شکل پیدا می کند و به عنوان یک منبع مولد ثروت و توسعه در منابع انسانی مانند دانشمندان، مهندسین، متخصصین و نیروی کار ماهر ذخیره می شود. اقتصاددانان اخیر بیش از پیش توجه خود را از سرمایه گذاری های مادی (کار، زمین و سرمایه) به سرمایه گذاری های غیرمادی معطوف کرده اند و بر این باورند که اثربخشی سرمایه گذاری های مادی به ظرفیت منابع غیرمادی و میزان سرمایه گذاری در تکوین سرمایه انسانی وابسته است. فقدان توازی بین انباشت سرمایه مادی با گسترش توانایی های انسانی از عواملی است که موجب کاهش ظرفیت و اثربخشی و بهره وری سرمایه مادی می شود و فرآیند توسعه را دچار مشکل می کند. (لوانسون و ماریماتو، 2009: 147).- مفهوم شناسی سرمایه انسانی
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری تعاریف،مفاهیم ونظریه های سرمایه انسانی
مبانی نظری تعاریف،مولفه ها وسبک های حل مساله خرید ارزان مبانی نظری تعاریف،مولفه ها وسبک های حل مساله
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 52 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
خلاصه ای از کار:تعریف مساله مساله عبارت است از تعارض یا تفاوت بین موقعیت موجود و موقعیت دیگری که فرد می خواهد بدان دست یابد(گلاور و برونیگ ، به نقل از خرازی، 1383،ص 213). در حقیقت هنگامی که فرد با موقعیتی رو به رو می شود که از طریق اطلاعات و مهارت هایی که دارد نمی تواند سریع به آن موقعیت پاسخ مناسبی دهد، با یک مساله رو به رو است(سیف، 1381، ص554)................تعریف حل مساله و کاربرد های آن"زندگی سراسر حل مساله است". این جمله عنوان کتابی است از کارل پوپر ، یکی از بزرگترین فیلسوفان علم در قرن بیستم. وی حل مساله را نه تنها رسالت علم بلکه اجبار زندگی می دانست وآدمی را ناگزیر از رویارویی دائمی با مسائل گوناگون و تلاش برای حل آن ها(پوپر، 1994؛ ترجمه خاجیان، 1383)..............مولفه های حل مسالهاز نظر دزوریلا و نزو(1990؛ نقل از پشتیبان،1386) حل مساله از دو مولفه تشکیل یافته است: جهت گیری به مساله و مهارت های حل مساله. جهت گیری به حل مسالهجهت گیری به مساله مولفه انگیزشی توانایی حل مساله را تشکیل می دهد. به عبارت دیگر مجموعه پاسخ های شناختی- هیجانی- رفتاری تعمیم یافته ای است ، که فرد آن را به موقعیت مشکل دار کنونی منتقل می کند. این مولفه از تجارب مربوط به حل مساله در گذشته ناشی می شود. جنبه ی شناختی این مجموعه در برگیرنده ی متغیرهایی مانند ارزیابی مساله، اسنادهای علی و انتظارات کنترل شخصی است. جنبه ی هیجانی بر حالات عاطفی مانند اضطراب، خشم و افسردگی متمرکز است و بخش رفتاری به تمایلات گرایش- اجتناب اشاره می کند(دزوریلا و شیدی، 1992؛ نقل از پشتیبان ،1386)...............مهارت های حل مساله بدل و لناکس (1997) هفت اصل راهنمای حل مساله را ایجاد کرده اند و پیروی از این اصول، احتمال موفقیت آمیز حل مساله را افزایش می دهد و از راهبرد های خودشکنانه جلوگیری می کند. 1 – مشکلات طبیعی هستند: پذیرفتن این موضوع که مشکلات بخش مهمی از زندگی طبیعی هستند، مهم است. داشتن مشکل «بد» نیست و وجود آنها نشانه ضعف نیست. قبول مشکلات به مردم کمک می کند تا درباره خودشان بیشتر پذیرا و کمتر دفاعی باشند........سبک های حل مسالهکسیدی و لانگ (1996) شش سبک را برای حل مساله در نظر می گیرند که عبارتند از: درماندگی یا بی یاوری، مهارگری در حل مساله، اعتماد به توانایی در حل مساله، سبک اجتناب، سبک گرایش و سبک خلاقیت..............- سبک حل مساله به شیوه اسپیواک و شوره اسپیواک و شوره رویکرد حل مساله را شامل روش های زیر می دانند: تمرکز بر فرایندهای تفکر که زیربنای حل مساله ی بین فردی است. ......................سبک حل مساله به شیوه اکتشافییکی دیگر از سبک های حل مساله شیوه روش مند یا اکتشافی می باشد. شیوه های روش مند مسیر مطمئن و از پیش طراحی شده ای برای رسیدن..........روش کاهش تفاوت یکی از روش های معمول حل مساله، به ویژه در زمینه ها و موارد ناآشنا، روش کاهش تفاوت های وضعیت فعلی و وضعیت نهایی یا هدف مساله، است. در این روش، حل کننده ی مساله تلاش می کند هرچه بیشتر مساله را شبیه حالت نهایی آن...........روش تحلیل وسیله- هدف روش پیچیده تری که در انتخاب هدف های میانی برای رسیدن به هدف نهایی به کار می رود روش تحلیل وسیله- هدف نام دارد. فرد در این روش فاصله ی هدف نهایی تا وضعیت کنونی مساله را تحلیل می کند و وسایل و راه هایی را که می تواند موجب کاهش فاصله ی مزبور گردد مطالعه و انتخاب می نماید. این روش مبتنی بر راه کارهای زیر است:........روش کار معکوس یکی از روش های مفید برای حل پاره ای از مسایل، روش کار معکوس از طرف هدف یا پاسخ مساله به عقب است. از این روش به ویژه می توان برای پیدا کردن راه اثبات مسایل ریاضی استفاده کرد. کلید اصلی روش کار معکوس تجزیه ی هدف اصلی به مجموعه ای از هدف های فرعی است که حل آن منجر به رسیدن به هدف اصلی می شود. حلال مساله هریک از این هدف های فرعی را به طور مستقل حل می کند تا به حل نهایی برسد. این روش زمانی به مشکل برخورد می کند که حل یکی از هدف های فرعی مانع حل هدف دیگر گردد. در این صورت باید ترتیب حل هدف های فرعی را به نحوی تنظیم کرد که با چنین مشکلی برخورد نشود. (نیول و سیمون، 1972)...........روش استفاده از تمثیلیکی دیگر از روش های مهم حل مساله استفاده از تمثیل است. در این روش حل کننده ی مساله از راه حل یک مساله کمک می گیرد تا به عنوان راهنمای عمل، مساله دیگری را حل کند. در ریاضیات اغلب از روش حل یک مساله ریاضی برای حل مسائل مشابه استفاده می شود. در این صورت هدف فرعی حل کننده ی مساله انتقال مراحل حل نمونه ی اصلی به مساله ی جدید است. استفاده از تمثیل گرچه می تواند خیلی مفید باشد ولی به کارگیری آن نیاز به دقت نظر دارد. بعضی افراد نمی توانند به راحتی و سرعت به امکان استفاده از تمثیل پی ببرند و راه حل یک مساله را به مساله دیگر منتقل سازند،.........سبک حل مساله به شیوه خلاقانهخلاقیت و راز پرورش آن غاز شد (سلیمانی، 1381). منظور از تفکر خلاق نوعی از تفکر است که منجر به دیدگاه های جدید، رویکردهای نو ظهور، دورنماهای تازه و راه هایی جدید برای فهم ودرک اشیاء و موقعیت ها می شود(فاسیونی ، 2006). تفکر خلاق از پیچیده ترین و عالی ترین جلوه های اندیشه انسان است(موریس، 2006).........فرایند حل خلاقانه مسالهفرایند حل خلاقانه مساله از دو دیدگاه آسبورن- پارنز و ایساکسن - تری فینگر آورده در زیر به طور مختصر آورده شده است..........فرایند حل خلاقانه مساله آسبورن- پارنز در واقع حل خلاقانه مساله یا CPS را می توان یک فرآیند، روش، یا سیستم برای مواجهه با مساله و به دست آوردن راه حلی موثر و خلاق دانست. فرآیند حل خلاق مساله ای که در این پژوهش به کار رفته است، مدل اسبورن- پارنز است که شامل شش مرحله است: ..........فرایند حل خلاقانه مساله ایساکسن – تری فینگردر طی پنج دهه ی گذشته، بسیاری از محققان و طراحان، انواعی از مدل ها و رویکردهای متفاوت به حل خلاقانه مساله را در محیط های متفاوتی مثل دانشگاه ها، مدارس، مراکز تجاری بزرگ و کوچک و شماری از ارگان ها ، ارائه کردند. در تاریخچه روان شناسی، جامعه شناسی، آموزش و پرورش، یا آموزش و توسعه سازمانی، عبارت رایج حل خلاقانه مساله جهت توصیف بسیاری از مدل ها مورد استفاده قرار گرفته است............سبک حل مساله به شیوه گانیهافرادی مانند گانیه حل مساله را مهم ترین محصول یادگیری می دانند؛ زیرا افراد مختلف در زندگی روزانه و حرفه ای خود به حل مسائل گوناگون می پردازند(هاشمی و شهرآرای، 1386) ........سبک حل مساله به شیوه نیوئل و سایمون یکی از نظریه های مهم درباره حل مساله، نظریه ی نیوئل و سایمون است. در این نظریه بر فهم افراد از مساله تاکید می شود. درکی از فرد و مساله خاصی دارد بازنمایی مساله یا فضای مساله نامیده می شود. فضای مساله شامل بیان مساله، حالت هدف و مسیرهای بالقوه موجود بین مساله تا حالت هدف است. معمولاً فردی که با یک مساله روبرومی شود ابتدا در حافظه ی خود به جستجوی مفاهیم یا طرح واره های مربوط به آن مساله می پردازد. اگر حلال مساله ماهر باشد، از دانش موجود خود درباره ی آن تکلیف برای تعریف و فهم مساله استفاده می کند و به این ترتیب جستجوی حافظه را گریز ناپذیر می کند. آنها تعریف رسمی از فضای مساله عرضه کرده اند که شامل پنج جزء خاص است(گلاور و همکاران، 1990): .........سبک حل مساله به شیوه IDEAL
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری تعاریف،مولفه ها وسبک های حل مساله
مبانی نظری تعریف،نظریها ودید گاه های اضطراب خرید ارزان مبانی نظری تعریف،نظریها ودید گاه های اضطراب
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
پایان نامهخلاصه ای از کار:تعریف اضطراب : درباره اضطراب تعاریف گوناگونی مطرح است که ما به طرح برخی از این تعاریف می پردازیم .1-اضطراب یک نوع حالت عاطفی است که با احساس نا امنی مشخص میشود که این حالت بیشتر با دلهره و تشویش اشتباه میشودکه لکن وجه تمایز آن فقدان تغییرات بدنی چون احساس خفگی ،عرق کردن، ازدیاد ضربان نبض و..که از نشانه های مشخص دلهره به شمار میروند،می باشد.بسیاری از مکتبها کوشیدند که براساس اصول مواضع خود بروز اضطراب را توجیه و تفسیر کنند و جالب اینکه از نظر تئورسینهای تعلیم و تربیت ،این حالت نوعی گرایش اکتسابی محسوب میشود ، ولی روانکاوان برعکس اضطراب را مولود ناکامیهای انگیزه شهوانی .ممنوعیتهای فرامن به شمار آورده اند و این خطری است که مستقیما متوجه ((من)) یعنی متوجه شخصیت ذی شعور میگردد که با این پیش آگهی میتواند با اقدامات مناسب به جواب گویی پردازد ویا مکانیزمهای تدافعی خود را به تحرک و فعالیت وادار سازد(رزم آزما،1385)..............نظریه های اضطراب :ما دراین بخش به بررسی دیدگاهها ومکاتب گوناگون موجود در زمینه ی اضطراب خواهیم پرداخت.نظریه روانکاوی :نظریه پردازان روان پویایی بر این باورند که رویدادهای روانی درونی و انگیزه های ناهشیار عوامل تعیین کننده اضطراب به شمار می ایند به باور آنها هنگامی که توقعات محیطی افزایش یابد یا هنگامی که تنش در درون دستگاه نهاد – خود فراخود بروز کند خود دستخوش اضطراب می گردد (آزاد،1382). فروید اضطراب روان رنجور را نتیجه یک تعارض ناهشیار می دانست که بین تکانه های نهاد و محدودیتهایی که خود و فراخود اعمال می کنند ایجاد می شود از آنجا که بسیاری از تکانه های نهاد با ارزشهای اجتماعی یا شخصی در تضاد هستند آدمی را دستخوش تهدید می کنند (اتکینسون و همکاران،1386)................نظریه رفتارگرایی :درمانگران و نظریه پردازان رفتارگرا اختلالات اضطرابی را نتیجه یادگیری های غلط و شرطی شدن می دانند یک موقعیت استرس را که با موقعیتهای استرس زای قبلی شبیه است ممکن است موجب برانگیختگی اضطراب در فرد شود (آزاد،1382)................دیدگاه زیست شناختی :گر چه هیچ علت مشخصی برای اختلالات اضطرابی شناخته نشده است اما به نظر می رسد که علل زیستی در ایجاد آنها نقش داشته باشد . مثلاً آشکار شده است که داروهای آرام بخش در کاهش اضطراب موثرند و همچنین نقش وراثت در اختلالات اضطرابی موضوعی است که آن را انکار نمی توان کرد(آزاد،1382)..................نظریه های شناختی: نظریه پردازان شناختی اعتقاد دارند که رویدادها و مشکلات عامل بروز اضطراب و استرس نیستند بلکه تعبیر و تفسیر فرد از این رویدادهاست که ممکن است منجر به این مشکلات گردد. نظریه های شناختی عمدتا بعنوان یک رویکرد و درمانی و توضیع برای افسردگی ارائه شدند این نظریه ها اخیرا بیشتر در زمینه اضطراب بکار برده شده اند زیرا در درمان اضطراب نیز موثر و دارای کاربرد تشخیص داده شده اند اگر چه نظریه پردازان مختلف تا حدی با هم اختلاف نظر دارند اما نظریه های شناختی بطور کلی می گویند که اضطراب در پی ارزیابی غلط یا درست موقعیتی که موجب احساس خطر در شخص می شود تداوم می یابد روشهای درمان شناختی علاوه بر تحلیل مفصل و باز ساده الگوهای غلط و غیر منطقی تفکر همچنین تمرینهای رفتاری در وضعیت های مختلف را بعنوان بخشی جدایی ناپذیر از فرایند درمان بکار می برند. (دادستان، 1386).اضطراب :تعریف اضطراب : درباره اضطراب تعاریف گوناگونی مطرح است که ما به طرح برخی از این تعاریف می پردازیم .1-اضطراب یک نوع حالت عاطفی است که با احساس نا امنی مشخص میشود که این حالت بیشتر با دلهره و تشویش اشتباه میشودکه لکن وجه تمایز آن فقدان تغییرات بدنی چون احساس خفگی ،عرق کردن، ازدیاد ضربان نبض و..که از نشانه های مشخص دلهره به شمار میروند،می باشد.بسیاری از مکتبها کوشیدند که براساس اصول مواضع خود بروز اضطراب را توجیه و تفسیر کنند و جالب اینکه از نظر تئورسینهای تعلیم و تربیت ،این حالت نوعی گرایش اکتسابی محسوب میشود ، ولی روانکاوان برعکس اضطراب را مولود ناکامیهای انگیزه شهوانی .ممنوعیتهای فرامن به شمار آورده اند و این خطری است که مستقیما متوجه ((من)) یعنی متوجه شخصیت ذی شعور میگردد که با این پیش آگهی میتواند با اقدامات مناسب به جواب گویی پردازد ویا مکانیزمهای تدافعی خود را به تحرک و فعالیت وادار سازد(رزم آزما،1385).2-اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی هر انسان ، در همه ی افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد ودر این حد ، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی میشود به گونه ای که میتوان گفت ((اگر اضطراب نبود همه ما پشت میزهایمان به خواب میرفتیم ))، فقدان اضطراب ممکن است ما را با مشکلات وخطرات قابل ملاحظه ای مواجه کند : اضطراب است که مارا وا میدارد که برای یک معاینه کلی پیش پزشک برویم،کتابهایی را که از کتابخانه به عاریت گرفته ایم باز گردانیم ، در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگی کنیم و.. که بدین ترتیب زندگی طولانی تر و سازنده تری داشته باشیم.بنابراین اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی هر انسان ،یکی از مولفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل میدهد واز این زاویه است که پاره ای از اضطراب های دوران کودکی و نوجوانی را میتوان بهنجار دانست و تاثیر مثبت آنها را بر فرایند تحول پذیرفت : چرا که این فرصت را برای افراد فراهم میاورد مکانیزم های سازشی خود را در جهت مواجهه با منابع استرس زا گسترش دهند.به عبارت دیگر ،میتوان گفت که اضطراب در پاره ای از مواقع؛ سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد میکند، امکان تجسم موقعیتها و سلطه برآنها را فراهم می اورد ویا آنکه وی را برمی انگیزدتا به طور جدی با مسئولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وضیفه ی اجتماعی مواجه شود(دادستان،1386).3-اضطراب را در واقع همه انسانها تجربه می کنند . اضطراب یک احساس منتشر ، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دل واپسی است که با یک یا چند تا از احساس های جسمی همراه می گردد . اضطراب یک علامت هشدار دهنده است و خبر از خطری قریب الوقوع می دهد و شخص را برای مقابله آماده می سازد ( کاپلان و سادوک ،1384).فروید معتقد بود که اضطراب می تواند ماهیتی سازشی داشته باشد و آن در صورتی است که ناراحتی همراه با آن فرد را به سوی راه های جدید و مبارزه انگیز زندگی سوق دهد اگر شخصی از این حیث با شکست مواجه شود نتیجه آن اختلال واضطراب مرضی است( آزاد،1382).4-اضطراب حالتی است که به طور کلی با انتظار وقوع یک پیش آمد ناگوار مشخص است در تفکیک ترس و اضطراب می توان گفت که اضطراب واکنشی در مقابل ترسی است که از درون شخص وی را تهدید می کند در حالی که ترس واکنشی نسبت به یک خطر واقعی خارجی است ( کاپلان و سادوک ،1384).5-اضطراب متعادل و نرمال آن است که شدت عکس العمل متناسب باشد با مقدار خطر و این مفید است زیرا که شخص را وادار می کند تا با موفقیت خطرات را از خود دفع کند و بنابراین مقدار معتدل اضطراب برای رشد و تکامل صحیح شخصیت لازم است اما هر چند که مقدار محدودی اضطراب برای رشد بشر ضروری است ولی مقدار زیاد آن نیز باعث اختلال در رفتار فرد می شود و اغلب اوقات شخص را به نشان دادن رفتارهای ناسازگار سوق می دهد( شاملو، 1380 ).نظریه های اضطراب :ما دراین بخش به بررسی دیدگاهها ومکاتب گوناگون موجود در زمینه ی اضطراب خواهیم پرداخت.نظریه روانکاوی :نظریه پردازان روان پویایی بر این باورند که رویدادهای روانی درونی و انگیزه های ناهشیار عوامل تعیین کننده اضطراب به شمار می ایند به باور آنها هنگامی که توقعات محیطی افزایش یابد یا هنگامی که تنش در درون دستگاه نهاد – خود فراخود بروز کند خود دستخوش اضطراب می گردد (آزاد،1382). فروید اضطراب روان رنجور را نتیجه یک تعارض ناهشیار می دانست که بین تکانه های نهاد و محدودیتهایی که خود و فراخود اعمال می کنند ایجاد می شود از آنجا که بسیاری از تکانه های نهاد با ارزشهای اجتماعی یا شخصی در تضاد هستند آدمی را دستخوش تهدید می کنند (اتکینسون و همکاران،1386).فروید (1936) در آخرین نوشته های خود(به نقل از ساراسون وساراسون، 1383) به سه نوع اضطراب اشاره کرده و بین آنها تمایز قائل شده است: " اضطراب عینی یا اضطراب واقعی که هر شخص آنرا دارد و همان پاسخ به خطر واقعی که در جهان خارج اتفاق می افتد است. فروید می گوید: این اضطراب به نسبت به محرک های ترس آور منطقی و متناسب با آنهاست و روشی انطباقی و سریع برای تغییر و آماده سازی شخص در مواجهه با خطر است. و در نوع دیگر آنها اضطراب آنهایی هستند که موجب ناراحتی های روانی می شوند و به عنوان اضطراب روحی و اضطراب روان رنجوری شناخته شده اند.فروید معتقد بود که شخصیت انسان ممکن است بر مبنای سه بخش اساسی نهاد، خود و فراخود مفهوم سازی شود. و منبع تمام انرژی روانی که لیبیدو نامیده می شود.فروید معتقد است که اولین تجربه اضطراب در بدو تولد اتفاق می افتد نوزاد از محیط امن رحم به یک موقعیت جدید و نا آشنایی وارد می شود و ناگهان در می یابد که ممکن است نیازهای نهاد فوری ارضا شوند. بنابراین اضطراب اولیه الگویی برای اضطراب های دیگر می شود.بر می گردیم به نوع دوم از سه نوع اضطرابی که فروید بیان نموده است، اضطراب روحی همان ترس از تنبیه بوسیله فراخود است که به دنبال تاب نیاوردن در برابر معیارهای طبیعی ناشی از رفتار واقعی یا بلقوه ای که نهاد فرمان به آن می دهد بوجود می آید. این سه نوع اضطراب بصورت احساس گناه بروز می کند. نو ع سوم اضطراب روان رنجوری در نتیجه تهدید نهاد به تحت فشار قرار دادن خود و به دنبال آن ابراز رفتار پرخاشگرانه یا لذت جویانه که از نظر اجتماعی غیر قابل قبول باشد بوجود می آید. کودک در گذشته بخاطر این نوع رفتار شدیدا تنبیه می شده است. بنابراین پیش بینی تنبیه بیشتر اضطراب بالا می برد. خود سعی می کند تکانه های نهاد را سرکوب می کند و فرا خود نیز ناظر این جریان است اما چون این سرکوبی تا حدی موفقیت آمیز است اضطراب مبهم و فراگیری به فرد دست می دهد.همانطور که خود سعی می کند نقش متراکم شده را تعدیل نماید این اضطراب های فراگیر می توانند به چیزهایی در دنیای واقعی نسبت داده شوند ترس به بعضی چیزهای دیگر فرافکنی می شود که نمادی از تعارض ناخودآگاه هستند و بدین ترتیب هراسی بیمار گونه در فرد بوجود می آید ."نظریه رفتارگرایی :درمانگران و نظریه پردازان رفتارگرا اختلالات اضطرابی را نتیجه یادگیری های غلط و شرطی شدن می دانند یک موقعیت استرس را که با موقعیتهای استرس زای قبلی شبیه است ممکن است موجب برانگیختگی اضطراب در فرد شود (آزاد،1382).
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری تعریف،نظریها ودید گاه های اضطراب