مبانی نظری خود، خودپنداره، خود آرمانی خرید ارزان مبانی نظری خود، خودپنداره، خود آرمانی
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
خود، خودپنداره، خود آرمانی جرسیلد پدیده خود را چنین تعریف می کند: خود، مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می شود. بدین معنی که او می فهمد کیست و چیست. خود، دنیای درونی شخص است و شامل تمام ادراکات، عواطف، ارزش ها و طرز تفکر او است. پندار یا تصوری که فرد از خود دارد مسلماً برای او اهمیت حیاتی داشته، و سعی دارد که این تصویر را نگه دارد (بیابانگرد، 1390).خود پنداره: پاپیکا خودپنداره را به عنوان یک ساختار پیچیده و اغلب شناختی از تعمیمات شخص به خود که شامل ویژگی ها، توانایی ها، دانش، ارزش ها، نگرش ها، نقش ها و دیگر موضوعاتی که افراد خود را تعریف کرده و پیوسته داده های خود را در آن یکپارچه می کنند، می داند (جوکلاوا و اولریکایوا، 2011).خود ایده آل یا آرمانی مجموعه ویژگی های شخصی و شخصیتی است که ما دوست داریم واجد آن ها باشیم. این تمایل ممکن است هدفی فردی و ذهنی باشد که ما در تخیل خود می خواهیم به آن دست یابیم و یا تصویری است که میل داریم از خود به دیگران نشان دهیم. خود ایده آل ممکن است بسیار دور از واقعیت و دور از دسترس باشد. تحقیقات نشان داده است که در افراد به هنجار به خصوص افراد نوروتیک، کشمکش میان خود و خود ایده آل بسیار بیشتر از افراد عادی است (بیابانگرد، 1390).اهمیت مفهوم خود و خودپندارهخود پنداره در طول تاریخ بشر از دیدگاه فلاسفه، دانشمندان و نیز افراد عادی، موردتوجه قرارگرفته است (حسن زاده و همکاران ، 1384). خودپنداره، برای متخصصان بهداشت روانی از اهمیت خاصی برخوردار است. زیرا پندار فرد از شخصیت خود تا اندازه زیادی تصور او را راجع به محیطش تعیین می کند، و این عامل نوع رفتارهای او را طرح ریزی می نماید. اگر تصور از خود، مثبت و نسبتاً متعادل باشد، شخص دارای سلامت روانی است و اگر پنداره فرد منفی و نامتعادل باشد، او ازلحاظ روانی ناسالم شناخته می شود (بیابانگرد، 1390).به باور اندیشمندان، قسمت عمده ویژگی های شخصیتی، منش و خصوصیات رفتاری هر فرد به تصویری که از خود در ذهن دارد، یعنی انگاره وی، بستگی دارد (ستوده، 1390).شاید مهم ترین فرض از نظریه های جدید «خود» این باشد که انگیزه تمام رفتارها حفاظت و ارتقای خودِ ادراک شده است. تجارب برحسب ارتباطشان با خود درکمی شوند و رفتارها نیز از این درک ها سرچشمه می گیرد. در این صورت، می توان نتیجه گرفت که تنها یک نوع انگیزش وجود دارد و آن هم انگیزه شخصی درون است که هر انسان در تمام زمان ها و مکان ها هنگام دست زدن به هر عمل دارد. (پرکی، 1970؛ ترجمه میرکمالی، 1378).بنا به عقیده کمبز و اسنیگ خودقالب اساسی مراجعات شخصی و هسته مرکزی ادراک است که بقیه منطقه ادراک نیز در اطراف آن سازمان می یابد. در این مفهوم، خود پدیده ای است که هم محصول تجربیات گذشته و هم سازنده تجربیات جدیدی است که توانایی اش را دارد. این بدان معناست که هر چیزی بر مبنای مراجعات فرد به خود و از مجرای خود درکمی شود. دنیا ازنظر فرد، همان چیزی است که او می فهمد و از آن آگاهی دارد. به عبارت دیگر، جهان و مفاهیم را به همان طریقیکه خودمان می بینیم، مورد ارزشیابی قرار می دهیم . (پرکی، 1970؛ ترجمه میرکمالی، 1378).جوانب مختلف خود پندارهدر این جا به جنبه هایی از خود پنداره اشاره می کنیم که کمتر موردتوجه قرارگرفته است:الف. خودپنداره فردی: بیانگر خصوصیات رفتاری فرد است از دیدگاه خودش. این خودپنداره از خصوصیات جسمانی تا هویت جنسی، قومی، طبقه اجتماعی ـ اقتصادی و هویت من یا حس استمرار و یگانگی فرد در طول زمان را دربرمی گیرد.ب. خودپنداره اجتماعی: ویژگی ها و یا خصوصیات رفتاری شخص است که وی تصور می کند دیگران آن را مشاهده می کنند.ج. خودآرمانی با توجه به خودپنداره شخصی فرد: این آرمان ها خودپنداره هایی هستند که فرد شخصاً امیدوار است همانند آن ها باشد.د. خودآرمانی با توجه به خودپنداره های اجتماعی فرد: این آرمان هاپنداره هایی هستند که فرد دوست دارد دیگران آن گونه مشاهده کنند (کرسینی،1984؛ به نقل از بیابانگرد، 1390).ه. خود پنداره تحصیلی: خود پنداره تحصیلی به شدت بر اطلاعات اجتماعی نسبی متکی است و انعکاسی از ارزیابی های سایرین است و ماهیتی هنجاری دارد. به عبارتی خودپنداره تحصیلی هر فرد درنتیجه قیاس خود با سایرین حاصل می شود (فرلا، والکه و کای ، 2009). از نظر آرسوان (1986) خودپنداره تحصیلی باور فرد در مورد مقدار مهارت فرد برای درگیر شدن در تحصیل، نسبت به همکلاسی هایش، می باشد (به نقل از پهلیوان و کوسگلو ، 2012).خودپنداره ی تحصیلی یک مسئله ی انگیزشی که می تواند در روند یادگیری تاثیرگزار باشد، مفهومی است که فرد از خود به عنوان یادگیرنده، دارد. این مفهوم در خلا شکل نگرفته است و ناشی از تجربیات مختلفی است که او در موقعیت یادگیری داشته است (یزدی، 1383). خودپنداره ی تحصیلی کلی در سال های اولیه ی تحصیل به تدریج در حال شکل گیری است. همچنان که فرد سال های تحصیلی را پشت سر می گذارد، تصوری مثبت و منفی از خودش در امر تحصیل نیز کسب می کند. اگر دانش آموز در فعالیت های یادگیری خود در اکثر تکالیف یادگیری و طی چندین سال تحصیلی احساس موفقیت و شایستگی کند، و این شایستگی نیز از سوی دیگران به وی اطلاع داده شود، در ارتباط با تکالیف تحصیلی یک نوع احساس کلی ارزشمندی کسب می کند و برعکس اگر در انجام تکالیف آموزشگاهی احساس شکست کند، احساس عدم کفایت و شایستگی کلی در او ایجاد می شود (یارمحمدی واصل، قنادی و مقامی، 1392).مهم ترین مشخصه خود پنداره تحصیلی حالتی است که خودپنداره فرد را درنتیجه ی کنش های متقابل و تجارب با دیگران مشخص می کند و این واقعیت را تایید می کند که خودپنداره تحصیلی یادگرفتنی و قابل اکتساب در طی زمان است و معلمان نقش مهمی در شکل گیری خود پنداره و خود پنداره تحصیلی بچه ها دارند (منداگلیو و پرت، 2003؛ به نقل از میکائیلی، افروز و قلیزاده، 1391).افرادی که در انجام کارها خود را اثربخش تر، مطمئن تر و توانمندتر می دانند، در مقایسه با سایرین از خودپنداره ی تحصیلی بالایی برخوردار خواهند بود. بالطبع چنین خودپنداره ای منجر به رشد و پیشرفت تحصیلی آتی فرد و عدم بروز هیجانات منفی در وی می شود. بر این اساس افرادی که در آغاز تحصیل تفکر و برداشت مثبتی از خود و توانایی های خود دارند، چنین تفکر مثبتی منجر به پیشرفت تحصیلی آنان می شود. همچنین پیشرفت تحصیلی آنان بازخورد مثبتی به خودپنداره و صحت برداشتشان از خود و توانایی هایشان می بخشد (مارش،2002 و اکرم رانا و ضفر اقبال، 2005؛ به نقل از غفاری و ارفع بلوچی، 1390). دانش آموزانی که در دوران تحصیل دچار ضعف و شکست می شوند، در اثر تکرار شکست، باوری کاذب و محدود کننده می یابند که تداوم و تعمیم آن باعث ثبت خودانگاره ی منفی و بازدارنده و مانع در برابر ابراز توانایی ها وتحکیم احساس ضعف بیشتر در مراحل بعدی می شود؛ تصور مردود شدن و احتمال مردود شدن، در عمل عدم تلاش برای حل مشکلات و جبران ضعف ها و بروز ضعف تحصیلی را افزایش داده و به تدریج جزء شخصیت وی می گردد (هاشمی، 1374).عوامل موثر بر خودپنداره ی تحصیلیاز دیدگاه رئیس سعدی (1386) چهار عامل زیر می تواند در شکل گیری خودپنداره ی تحصیلی تاثیر گذار باشد:خانواده: خانواده یک واحد اجتماعی است که بیشترین تاثیر را بر رشد فرزند دارد. والدین از طریق ارائه ی الگو، معیارها و پاداش ها در رشد شناختی و مفهوم "خود" و کسب هویت دارند (بیابانگرد، 1389).
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری خود، خودپنداره، خود آرمانی
مبانی نظری خودپنداره خرید ارزان مبانی نظری خودپنداره
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 38 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
خلاصه ای از کار:مقدمه: یکی از مفاهیم بنیادین در تکامل شخصیت و روان هر فرد، که در دوره نوجوانی اهمیت پیدا می کند، مفهوم (خود( است، (خود( شامل کلیه کیفیتهای ذهنی و عینی است که شخص از خود و دیگران از او دارند. برای مثال (خود( شامل ظاهر واقعی فرد، ارزش ها، ایده ها، دانش ها، معلومات و همچنین ادراکاتی که سایرین از او دارند می باشد. با این اوصاف می توان گفت که خود پنداره چهارچوبی شناختی است که به واسطه آن به سازمان بندی آنچه که درباره خویش می دانیم، می پردازیم. (تقی زاده، 1379)دوران نوجوانی آدمی با آغاز بلوغ جنسی شروع شده و با تعهد پایدار وی به یک نقش بزرگسالانه پایان می یابد. بنابراین،نوجوانی باید هم تعیین کننده روانی اجتماعی و هم تعیین کنندهزیستی داشته باشد. مطالعات روانشناسی اجتماعی نشان می دهد در طی و پس از بلوغ جنسی، کودکان به طور فزاینده ای خودآگاه شده و از نظرات دیگران آگاه و به این نظرات حساس می شونداین مطالعات به رشد مداوم خود در طی دوران نوجوانی و یکپارچگی فزاینده میان وضعیت ذهنی فرد و وضعیت ذهنی دیگران اشاره دارد. (سباستین و همکاران، 2008)...............بررسی موضع گیری های نظری در قلمروی خوددیدگاه اجتماعدر دیدگاه اجتماعی، مطالعه زمینه خود قدیمی بوده و به کارهای کولی (1902) بر می گردد. در این دیدگاه خود یک محصول اجتماعی..............اهمیت خودپندارهخودپنداره در طول تاریخ بشری از دیدگاه فلاسفه، دانشمندان و نیز افراد عادی مورد توجه قرار گرفته است. متفکران بویژه در قرن حاضر، بر این باورند که صرفاً انسان، دارای تجربه خوپنداره است و تجربه روان شناختی، منحصر به انسان است. شاید راجرز اولین کسی بود که با مطرح کردن خویشتن، خودپنداره را عملاً وارد حوزه های پژوهشی روان شناسی کرد. بعد از راجرز پژوهشگران دیگری مانند کولی، آلپورت، مازلو و دیگران در مورد مفهوم خود نظریه هایی را ارائه کردند (چن، 2004).............مفهوم در حال تغییر «خود» دو منبع اصلی اطلاعات وجود دارد که ما برای ساختن خودپنداره از آنها استفاده می کنیم. ارزیابی های مستقیم از "آنچه به آن شبیه هستیم" می تواند از واکنش های ما به اتفاقات گذشته و تجربه هایمان، گرفته شود،درحالی که ارزیابی های غیرمستقیم، از عقاید ما در مورد اینکه توسط دیگران چگونه دیده می شویم برمی آیند، مفهومی که در قالب خود آیینه ای بیان می شود. (گالاگر ، 2000)..............همبسته های عصبی "خود" در نوجوانیمطالعات نشان داده اند که نوجوانی دوره رشدی بسیار مهمی برای شکل گیری مفهوم «خود» و ساختار های عصبی پشتیبان آن می باشد. تحقیقات تصویربرداری عصبی اخیر ثابت کرده اند که فعالیت های درون مغز،شامل قشر پیش پیشانی میانی(MPFC) ، که با پردازش «خود» مرتبط هستند، بین اوایل نوجوانی و بزرگسالی تغییر می کنند. این مطالعات نشان می دهند رشد عصب شناختی با ویژگی های رفتاری نوجوانی نظیر خودآگاهیِ افزایش یافته و استعداد تحت تاثیر قرار گرفتن از همسالان ، در ارتباط است. (سباستین و همکاران، 2008)............رشد اتخاذ دیدگاه در طی دوران نوجوانیخودآیینه ای به معنای خودی است که دیگران در نظر می گیرند. بنابراین، آگاهی فزاینده از دیدگاه های دیگران می تواند اطلاعات بیشتری فراهم کند که در ساختن خودپنداره از آنها استفاده شود. در یک مطالعه رفتاری که رشد اتخاذ دیدگاه در طی دوران نوجوانی را مورد بررسی قرار داده بود، کودکان(متوسط سن 9 سال)، نوجوانان(متوسط سن 13) و بزرگسالان(متوسط سن 24) از طریق............اثرات خود پنداره بر رفتارخودپنداره مفهومی است که تمامی آنچه که می توان درباره خود تصور کرد را شامل می شود. که آن شامل تصور واکنش دیگران، تصور انتظارات خود و تمامی طرز تلقی های خود از خویشتن است و بنابراین نقش اساسی در نوع رفتار دارد (احمدی، 1376)...........منابع:خودپندارهمقدمه: یکی از مفاهیم بنیادین در تکامل شخصیت و روان هر فرد، که در دوره نوجوانی اهمیت پیدا می کند، مفهوم (خود( است، (خود( شامل کلیه کیفیتهای ذهنی و عینی است که شخص از خود و دیگران از او دارند. برای مثال (خود( شامل ظاهر واقعی فرد، ارزش ها، ایده ها، دانش ها، معلومات و همچنین ادراکاتی که سایرین از او دارند می باشد. با این اوصاف می توان گفت که خود پنداره چهارچوبی شناختی است که به واسطه آن به سازمان بندی آنچه که درباره خویش می دانیم، می پردازیم. (تقی زاده، 1379)دوران نوجوانی آدمی با آغاز بلوغ جنسی شروع شده و با تعهد پایدار وی به یک نقش بزرگسالانه پایان می یابد. بنابراین،نوجوانی باید هم تعیین کننده روانی اجتماعی و هم تعیین کنندهزیستی داشته باشد. مطالعات روانشناسی اجتماعی نشان می دهد در طی و پس از بلوغ جنسی، کودکان به طور فزاینده ای خودآگاه شده و از نظرات دیگران آگاه و به این نظرات حساس می شونداین مطالعات به رشد مداوم خود در طی دوران نوجوانی و یکپارچگی فزاینده میان وضعیت ذهنی فرد و وضعیت ذهنی دیگران اشاره دارد. (سباستین و همکاران، 2008)ویلیام جیمز معتقد است مفهومی که ما از خود داریم در تعیین روابط ما با دیگران نقش عمده ای دارد. او خودپنداره را به دو بخش تقسیم کرد. خود به عنوان فاعل عمل و خود به عنوان موضوع شناخت خود مفهومی. خود به عنوان فاعل عمل، جنبه ای از خود است که دائماً تجارب حاصل از ارتباط با مردم یا اشیاء و وقایع را به نحوی کاملاً ذهنی سازمان داده و تفسیر می کند. خود مفهومی آن جنبه از خود است که شامل تواناییها، خصوصیات جسمانی، ویژگی های اجتماعی، خصوصیات روحی و متعلقات مادی است که فرد را به عنوان شخص منحصر به فردی از دیگران مجزا می سازد (محسنی، 1375).
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری خودپنداره
مبانی نظری در پایان نامه فرسودگی شغلی خرید ارزان مبانی نظری در پایان نامه فرسودگی شغلی
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 41 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
به نام خداچارچوب نظری پایان نامه درباره:2-1.فرسودگی شغلی کار صرف نظر از تامین مالی ، می تواند برخی از نیازهای اساسی آدمی نظیر تحرک روانی و بدنی ، تماس اجتماعی ، احساسات خود ارزشمندی ، اعتماد و توانمندی را ارضا کند . با وجود این ، کار می تواند منبع فشار عمده ای نیز باشد . پاول ( 1998) ، به نقل از( مقدم و طباطبایی 1385 )ممکن است یک شغل رضایت بخش به مرور زمان به منبع نارضایتی تبدیل شود و شخص را در جهت فرسودگی و تحلیل شغلی سوق می دهد . راس و آلتمایر ( 1998) ، به نقل از(مقدم و طباطبایی ،1385 )فرسودگی شغلی واژه ای برای توصیف دگرگونی های نگرش ، روحیه ، رفتار ، در جهت منفی و رویارویی با فشارهای روانی مربوط به کار است . این فرسودگی بیشتر در مشاغلی پدید می آید که افراد میزان زیادی از ساعات کاری را در ارتباط نزدیک با سایر مردم می گذرانند . بهنیا (1379)، به نقل از( مقدم و طباطبایی ، 1385 ) ماسلاچ و اسچاوفلی و لیتر 2001 فرسودگی را به عنوان یک سندرم روان شناسی با سه بعد مشخص می کند . خستگی عاطفی که شامل استرس ، تهی شدن از عاطفه شخصی و توان بدنی می باشد . دگرگونی شخصیت: که شامل افسردگی ، کناره گیری بیش از اندازه و بی تفاوتی نسبت به کار می باشد . فقدان کار آیی: که شامل احساس عدم سودمندی کار آیی کم ، احساس بی کفایتی می باشد . حجم کار زیاد ، ناکافی بودن کنترل و استقلال عمل روی فعالیتها ، فقدان پاداش فراخور کار فرد که این پاداش می تواند گاه جنبه مادی وگاه جنبه اجتماعی داشته باشد. نداشتن روابط اجتماعی و ارتباط مثبت و همدلی با همکاران ، تبعیض در محیط کار، فقدان انصاف و احساس بدگمانی در محل کار ، جو بسته و ناسالم و تعارض ارزشها از عوامل موثر در فرسودگی شغلی است . (ماسلاچ 2001 )اسپکتور ( 2001) عنوان کرد معلمانی که از فرسودگی شغلی رنج می برند از لحاظ هیجانی خسته اند ، انگیزه آنها در کار کم است و ا نرژی و شور و هیجان ا ندکی برای انجام دادن کار دارند . فرسودگی شغلی نه فقط در زندگی حرفه ای معلمان تاثیر دارد ، بلکه زندگی شخصی و اجتماعی او را نیز تحت تاثیر قرار می دهد . معلمان فرسوده نسبت به دیگران رفتار منفی پیدا می کنند ، اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و به سبب احساس بی کفایتی و کاهش توانایی در انجام دادن کارها ، تصمیم به ترک کار خود می گیرند . هاردن (1999)، به نقل از( ماسلاچ و اسچاوفلی و لیتر 2001 ) دریافت که معلم ها باید آموزش خود را بر اساس برنامه درسی استاندارد شده که کنترل آنها را در تدریس محدود می کند سازماندهی کنند . و این مساله که معلم ها رای و نظری در مورد اینکه چگونه کارشان را انجام دهند ندارند منجر به فرسودگی می شود . استونر و وا نکل ( 1986) ، به نقل از( ماسلاچ و اسچاوفلی و لیتر 2001 ) دریافتند معلم هایی که میزان بالایی از آزادی در تصمیم گیری دارند مشکلات را به عنوان چالش هایی در نظر می گیرند و سعی می کنند آنها را با روشهای مناسب رفع کنند . بنابراین تدریس در یک محیط، با بار کاری زیاد و آزادی تصمیم گیری ا ندک، منجر به فرسودگی می شود . فرسودگی شغلی سبب به وجود آمدن احساس ناامیدی ، ناتوانی ، بد گمانی ، رنجش و شکست می شود . این عکس العمل های عصبی منجر به افسردگی می شوند . معلمانی که بر اثر شغل و حرفه خود فرسوده شده اند، به طور مستقیم روی دانش آموزان تاثیر منفی می گذارند ، و اگر علایم و عوارض آن به موقع تشخیص داده شود قابل درمان است.2-2. رویکرد های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی 2-2-1. رویکرد بالینی : ایجاد یک مدل تئوریکی باید در تئوریهای دیگر زمینه داشته باشد.مفهوم فرسودگی شغلی پیش از آنکه به صورت تئوریکی بدست آید به شکل تجربی فراهم آمده است. فروید نبرگر (1979) کسی بود که اولین بار به این واژه به معنای امروزی آن اعتبار بخشیده ، وی فرسودگی را یک حالت خستگی و تحلیل رفتگی می داند که از کار سخت و بدون انگیزه و علاقه ناشی می شود. وی معتقد بود که سندرم فرسودگی خودش را به صورت علائم مختلف نشان میدهد که این علائم و شدت آنها از یک شخص به شخص دیگر تفاوت دارد و آن معمولا یک سال بعد از موقعیکه شخص در یک اداره یا موسسه کار می کند شروع می شود. اما اینکه چه گروهی از کارکنان بیشتر احتمال فرسودگی شغلی دارند گروههای زیر را ذکر کرده است:الف- کارکنان و کارمندان فداکار به سازمان و کار:این گروه از کارکنان که بیشتر مستعد فرسودگی می باشند، در جستجوی کمک به دیگران هستند همانند کسانیکه در مراکز مشاوره و مراکز پیشگیری از بحرانها و مراکز دیگری که به مردم خدمت می کنند. برای این کارکنان مهم نیست که شخص در جسنجوی کمک فقیر یا غنی، سیاه یا سفید، پیر یا جوان، شهری یا روستایی است، آنها نیاز به کمک دارند وی نیز کمک می کند. در این نوع مشاغل کارکنان با فشارهای مضاعف گریبانگیر هستند.اول از همه آنها احساس می کنند که از درون خودشان یک فشاری را برای عملکرد بهتر دارند و از طرف دیگر تحت فشار روانی همان کسانیکه به آنها خدمت می کنند، می باشند. (از درون، از مراجعان و از سازمان)ب- افرادی هستند که اداره را به عنوان جایگزین بر زندگی اجتماعی به کار می برند: این افراد بیش از حد متکی به کار هستند و افرادی می باشند که زندگی خارج از اداره برای آنها رضایت بخش نیست.این افراد از خارج از محیط کار رضایتمندی ندارند و با این وجود ممکن است چندین ساعت در اداره از وقت خود را صرف کنند و احساس رضایتمندی نمایند. نگرش بیش از حد به عنوان یک خطر واقعی تلقی می شود و نشانگر یک خطر است که کارمند زندگی خارج از اداره را رها کرده است.ج- افرادی که دارای شخصیت سلطه طلب هستند: اینها افرادی می باشند که نیاز زیادی دارند که دیگران را کنترل کنند. آنها معتقدند که هیچ شخصی نمی تواند شغلی که او انجام می دهد را به همان خوبی انجام دهد. چنین شخصی نه تنها این فکر را دارد بلکه سعی می کند مانع دیگران شود که آموزش های لازم را یاد بگیرند.سلطه جویی این افراد اثرات منفی روی سازمان دارد و منجر به نگرشهای منفی، بدبینی و تنفر از افراد موسسه یا اداره می شود، به لحاظ اینکه این افراد در همه چیز اعمال کنترل می کنند، بودجه و نحوه انجام کار، هرینه ها و خلاصه دخالت در تمام امور سازمان، به تدریج این افراد دچار فرسودگی و تحلیل رفتگی می شوند. د- فرسودگی شغلی مدیران : مدیرانی که بیش از حد کار می کنند وقتی که این افراد تازه کار در موسسه یا اداره را شروع می کنند کارشان را سریع انجام می دهند، آنها در ابتدا از چنان نیرویی برخوردار هستند که می توانند سازمان را فعال نگه دارند و همه چیز را زیر نظر بگیرند. اگر به موقع سیستم ایمنی پیش بینی نشود بتدرییج مدیران احساس می کنند که مشکلات چاره ناپذیر است.مانند کارکنان سلطه طلب مدیر نیز احساس تنهایی می کند و خودش را از دیگران جدا می کند، همراه با این جدا کردن و منزوی کردن خود مانع پیشرفت و تخصص افراد دیگر می شود. برای مثال این افراد همه کارها را خود انجام می دهند خود طرحی تهیه می کنند گزارش می دهند و مصاحبه می کنند، کار بیش از حد مدیر منجر به خستگی جسمانی و روانی می گردد.2-2-2 رو یکرد روانشناختی- اجتماعی ماسلاچ (1986) و همکارانش یک رویکرد مبتنی بر تحقیق برای فرسودگی اتخاذ کردند و تلاش کردند که شرایطی که منجر به فرسودگی شغلی می شود را روشن کنند. تحقیقات ماسلاچ و همکارانش به این نتیجه رسید که فرسودگی شغلی یک ساختار چند بعدی است و از سه مولفه مربوط به هم تشکیل یافته است که عبارتند از :- تحلیل یا خستگی عاطفی که منجر به از دست دادن انرژیهای عاطفی شخص مربوط است حالات قبلی که دارای سطح انگیزشی بالا بوده است در اثر فرسودگی از بین می رود و انجام کار برای وی خسته کننده است.مسخ شخصیت: تمایل برای این است که فرد یا مراجع را به صورت یک فرد انسانی در نظر نمی گیرد و آن را از فردیت خارج میکند و به صورت یک شیء غیر انسانی درک می کند مسخ شخصیت در حرفه های خدمات انسانی به صورت تعامل با مردم به عنوان یک شیء و اغلب در برچسب هایی که استفاده می شود آشکار می گردد.فقدان کارایی: احساس موفقیت فردی پایین است . یعنی فرد احساس می کند عملکرد وی همراه با موفقیت نیست و یا به عبارت دقیق تر موفقیت ادراکی مطرح است نه عملکرد و موفقیت واقعی. با این وجود برخی از محققان مانند چرنیس (1980) هم موفقیت ادراکی و هم واقعی را مد نظر قرار دادند. برای مثال او می گوید : فرسودگی، انگیزش و موثر بودن را کاهش میدهد و شامل یک حس شکست است.2-2-3 رویکرد تبادلی چرنیس در مدل چرنیس حرکت به طرف فرسودگی شغلی شامل مراحل چندی است:- مرحله اول: فشار روانی : منابع تنیدگی (فشار روانی) که علل به وجود آورنده فرسودگی شغلی به شمار می روند مستعد هستند و می توان تنیدگی زاهای فردی (انتظارات و انگیزش)، تنیدگی زاهای بین فردی(تماس با مراجعان، روابط با همکاران، مدیران، و سرپرستان) و تنیدگی زاهای سازمانی (تراکم کاری، مقررات اداری و بوروکراتیک و فشار کاری) را نام برد.
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری در پایان نامه فرسودگی شغلی
مبانی نظری رابطه هوش وهیجان خرید ارزان مبانی نظری رابطه هوش وهیجان
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 51 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
مبانی نظری رابطه هوش وهیجانمقدمهرهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیطهای جدید، ویژگیهای خاصی را می طلبد که عموماً مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند. یکی از مهمترین خصیصه ها که می تواند به رهبران و مدیران در پاسخ به این تغییرات کمک کند، هوش هیجانی است. هوش هیجانی موضوعی است که سعی در تشریح و تفسیر جایگاه هیجانها و احساسات در توانمندیهای انسانی دارد. امروزه هوش هیجانی به عنوان نوعی هوش که هم شامل درک دقیق هیجانهای خود شخص وهم تعبیر دقیق حالات هیجانی دیگران است ، تبیین شده است .هوش هیجانی ،فرد را از نظرهیجانی ارزیابی می کند، به این معنی که فرد به چه میزانی ازهیجانها واحساسهای خود آگاهی دارد وچگونه آنها راکنترل واداره می کند. نکته قابل توجه درراستای هوش هیجانی این است که تواناییهای هوش هیجانی ذاتی نیستند و آنها می توانند آموخته شوند . سازمانها برای اینکه بتوانند درمحیط پرتلاطم ورقابتی امروزباقی بمانند، بایدخودرابه تفکرهای نوین کسب وکارمجهزسازند و به طورمستمر خود را بهبود بخشند. رهبری این گونه سازمانها بسیار حساس و پیچیده است وزمانی این حساسیت دو چندان می شود که رهبر با تغییرهای انطباقی روبه رو باشد که بسیار متفاوت از تغییرهای فنی است. مشکلات فنی از طریق دانش فنی و فرآیندهای متداول حل مسئله قابل حل هستند، در حالی که مشکلات انطباقی در برابر این گونه راه حلها متفاوت است. با توجه به اینکه هوش هیجانی، توان استفاده از احساس و هیجان خود ودیگران دررفتار فردی و گروهی در جهت کسب حداکثر نتایج با حداکثر رضایت است. بنابراین، تلفیق دانشهای لازم و تواناییهای هیجانی در مدیریت و کارمندان می تواند در سوق دادن سازمان به سوی دستیابی به هدف کارساز و مفید باشد.ادبیات موضوعیبراساس بررسی هایی که انجام شد ، تحقیقات صورت گرفته در مورد هوش هیجانی بیشتر در مورد مسائل مربوط به رهبران و مدیران سازمانی ، علوم تربیتی ، زناشویی ، ورزشی بوده و کمتر در باره مسائل مربوط به مدیریت منابع انسانی و توجه به کارمندان و نیروی فروش ، این تحقیقات انجام گرفته است که در ادامه به چند مورد از آنها انجام شده اشاره می گردد. تحقیقات انجام شده در ایران1- آقای منوچهرجویباری از موسسه عالی آموزش و پرورش مدیریت و برنامه ریزی به مقایسه هوش هیجانی در میان سطوح سه گانه مدیران (عالی - میانی - پایه ) سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و سازمانهای تابعه پرداخته است .یافته های این پژوهش نشان داد که وضعیت هوش هیجانی در سطوح مختلف مدیریت متفاوت بوده و این تفاوت در سطح معناداری 05/0 می باشد همچنین در سه بعد خودآگاهی ،انگیزش و خود نظمی مدیران با هم تفاوت داشته و در دو بعد دیگر یعنی همدلی و مهارتهای اجتماعی تفاوتی مشاهده نگردیده است.2- خانم سیما حسنخوئی ازدانشگاه الزهرا.دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی به بررسی رابطه هوش هیجانی و مهار شغلی با رضایت شغلی مدیران مدارس شهر بیرجند پرداخته که نتایج این تحقیق نشان داد که بین هوش هیجانی و رضایت شغلی رابطه وجود دارد و همچنین مردان و زنان در چهار بعد خودآگاهی ، انگیزش، خود نظم دهی و مهارتهای اجتماعی تفاوتی نداشته اما همدلی در بین زنان بیشتر از مردان است. 3- آقای کوروش بنی هاشمیان از دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس رابطه هوش هیجانی ، سبک رهبری و کارآمدی مدیران مدارس را مورد بررسی قرارداده است . حاصل این تحقیق عبارتنداز : الف- مدیرانی که از هوش هیجانی بالاتری نسبت به سایر مدیران برخوردارند از سبک مدیریت مشارکتی بیشتر استفاده مس کنند. ب- زنان بیشتر از مردان از سبک مشارکتی استفاده می کنند. پ- درمدارسی که مدیران از سبک مشارکتی استفاده می کنند معلمان از رضایت شغلی بیشتری برخوردارند. ت – بین سبک رهبری مدیران و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه ای وجود ندارد. ث- زنان در مقایسه با مردان از هوش هیجانی بیشتری برخوردارند.4- خانم شقایق زهرایی ازدانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه الزهراء به بررسی تاثیر آموزش برخی مولفه های هوش هیجانی بر رضایت شغلی و بهره وری کارکنان شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی پرداخته است . نتایج این تحقیق نشان دادکه آموزش بر افزایش رضایت شغلی کارکنان و مولفه های آن و همچنین بهبود ارزیابی اولیه از دید مدیران و مولفه های آن اثربخش نبوده است اما بر افزایش بهره وری کارکنان و مولفه های آن و بهبود ارزیابی کارکنان از دید مدیران و مولفه های آن به جز کمیت کار و ریسک پذیری در دراز مدت تاثیر معنی داری داشته است.5 - اقای محمد علی بشارت به بررسی رابطه ابعاد شخصیت وهوش هیجانی پرداخته است. ایشان در این پژوهش نوع رابطه ابعاد شخصیت شامل نوروزگرایی برونگرایی تجربه پذیری همسازی و وظیفه شناسی با هوش هیجانی در بین دانشجویان رشته های مختلف دانشگاه تهران بررسی نموده است. نتایج پژوهش نشان داده است که بین هوش هیجانی و ابعاد برون گرایی تجربه پذیری همسازی و وظیفه شناسی همبستگی مثبت معنی دار و بین هوش هیجانی و نوروزگرایی همبستگی منفی معنی داری وجود دارد. 6- خانم معصومه اسماعیلی دکتر احدی دکتر دلاور و دکتر شفیع آبادی به بررسی تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر سلامت روان پرداخته اند . در این پژوهش که باطرحی آزمایشی انجام شده است گروه آزمایشی در معرض آموزش مولفه های هوش هیجانی قرار گرفته و در جلسات آموزشی طراحی شده در هفته شرکت نموده اند. تحلیل یافته های تحقیق نشان داد که آموزش مولفه های هوش هیجانی در افزایش سلامت روان موثر بوه و علائم بیماری را در مولفه های سلامت روان کاهش داده است . لذا آموزش مولفه های هوش هیجانی سبب ارتقای سلامت روانی می شود بطوری که فرد بهره بهتری در گزارش های شخصی از موفقیت در مقابله بامشکلات به دست می آورد . این مقاله در فصلنامه روانپزشکی و روانشناسی بالینی ایران شماره 49 شهریور 86 به چاپ رسیده است. 7- خانم ایران ذراتی آقای امیر امین یزدی و پرویز آزاد فلاح به بررسی رابطه هوش هیجانی و سبک های دلبستگی پرداخته اند. این پژوهش در بین دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد انجام شده و نتایج نشان می دهد که بین سبک دلبستگی ایمن و هوش هیجانی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. سبک دلبستگی ناایمن مضطرب - دوسوگرا با هوش هیجانی رابطه معکوس و معنادار داشت . مردان و زنان در این پژوهش از نظر هوش هیجانی تفاوت معناداری نداشتند. تحلیل دراین تحقیق نشان داد که سبک های دلبستگی پیش بینی کننده خوبی برای هوش هیجانی و مولفه های آن هستند. انها در این پژوهش نتیجه گرفتند که روابط کودک والدین زمینه مهم و تاثیر گذاری بر رشد توانایی های کودکان است که آنان را قادر می سازد تا درمورد خودشان دیگران و تعاملات اجتماعی بیاموزند. این مقاله در فصلنامه تازه های علوم شناختی شماره 29 بهار 85 به چاپ رسیده است. 8- آقای منصور حکیم جوادی و آقای جواد اژه ای به بررسی رابطه کیفیت دلبستگی و هوش هیجانی در دانش آموزان عادی و تیز هوش پرداخته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین کیفیت دلبستگی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد. تحلیل واریانس چند عاملی نشان از معناداری اثر جنس در زیرمقیاس مقابله حرمت خود روابط بین فردی خود آگاهی هیجانی و خود شکوفایی داشت. نتایج نشان از دلبستگی بیشتر تیز هوشان به همسالان و دلبستگی بیشتر گروه عادی به خانواده داشت. دختران دارای هوش هیجانی بیشتری از پسران بودند. این مقاله در فصلنامه روانشناسی شماره 30 تابستان 83 به چاپ رسیده است.9- آقای دکتر محمد علی بشارت تاثیر هوش هیجانی بر کیفیت روابط اجتماعی را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش در بین دانشجویان دانشگاه تهران انجام شده و نتایج حاصل موید آن است که بین هوش هیجانی و مشکلات بین شخصی دانشجویان همبستگی منفی معنادار وجود دارد . هوش هیجانی همچنین با زمینه های مختلف مشکلات بین شخصی دانشجویان همچون قاطعیت صمیمیت مسئولیت پذیری هم بستگی معنی دار دارد. هوش هیجانی با تقویت سلامت روانی توان همدلی با دیگران سازش اجتماعی رضایت از زندگی مشکلات بین شخص را کاهش می دهد و زمینه بهبود روابط اجتماعی را فراهم می سازد.هوش هیجانی همچنین از راه ویژگی های ادراک هیجانی آسان سازی هیجانی شناخت هیجانی و مدیریت هیجان ها و با ساز و کارهای پیش بینی افزایش توان کنترل و تقویت راهبردهای رویارویی کار آمد به فرد کمک می کند تا کیفیت روابط اجتماعی را بهتر سازد. این مقاله در فصلنامه مطالعات روانشناختی شماره 3 تابستان 86 به چاپ رسیده است.تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری رابطه هوش وهیجان
مبانی نظری راهبرد¬های شناختی تنظیم هیجان خرید ارزان مبانی نظری راهبرد¬های شناختی تنظیم هیجان
-------

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : Word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه
قسمتی از متن Word (..docx) :
راهبرد های شناختی تنظیم هیجان هیجان نقش مهمی در جنبه های مختلف زندگی نظیر سازگاری با تغییرات زندگی و رویدادهای تنیدگی زا ایفا می کند. اصولاً، هیجان را می توان واکنش های زیست شناختی به موقعیت هایی دانست که آن را یک فرصت مهم یا چالش برانگیز ارزیابی می کنیم و این واکنش های زیستی با پاسخی که به آن رویدادهای محیطی می دهیم، همراه می شوند (گرانفسکی و همکاران، 2001). هر چند هیجان ها مبنای زیستی دارند، اما افراد قادرند بر شیوه هایی که این هیجان ها را ابراز می کنند، اثر بگذارند. این توانایی که نظم جویی هیجان نامیده می شود، فرآیندهای درونی و بیرونی ای است که مسئولیت کنترل، ارزیابی و تغییر واکنش های عاطفی فرد را در مسیر تحقق یافتن اهداف بر عهده دارد (تامپسون، 1994، به نقل از مشهدی، میردورقی و حسنی، 1390). بنابراین نظم جویی هیجان، یک اصل اساسی در شروع، ارزیابی و سازماندهی رفتار سازگارانه و هم چنین جلوگیری از هیجان های منفی و رفتارهای ناسازگارانه محسوب می شود (گرانفسکی و همکاران، 2001). این سازه یک مفهوم پیچیده است که طیف گسترده ای از فرآیندهای زیستی، اجتماعی، رفتاری و هم چنین فرآیندهای شناختی هشیار و ناهشیار را در بر می گیرد (گرانفسکی و همکاران، 2001). به عبارت دیگر، واژه ی نظم جویی هیجان مشتمل بر راهبردهایی است که باعث کاهش، حفظ و یا افزایش یک هیجان می شوند و به فرآیندهایی اشاره دارد که بر هیجان های کنونی فرد و چگونگی تجربه و ابراز آنها اثر می گذارد (جرمن، وان- در- لیندن، داکرمونت و زرماتن ، 2006). از آنجایی که نظم جویی هیجان نقشی محوری در تحول بهنجار داشته و ضعف در آن، عاملی مهم در ایجاد اختلال های روانی به شمار می رود، نظریه پردازان بر این باورند، افرادی که قادر به مدیریت صحیح هیجاناتشان در برابر رویدادهای روزمره نیستند، بیشتر نشانه های تشخیصی، اختلال های درونی سازی از قبیل افسردگی و اضطراب را نشان می دهند (نولن- هاکسما، ویسکو، لیبومیرسکی ، 2008). بنابراین می توان گفت، نظم دهی هیجان عاملی کلیدی و تعیین کننده در بهزیستی روانی و کارکرد اثربخش است (گرانفسکی و همکاران، 2001). که در سازگاری با رویدادهای تنیدگی زای زندگی نقش اساسی ایفا می کند (نولن- هاکسما و همکاران، 2008). به طور اجمالی می توان اذعان نمود که افراد از روش های مختلفی جهت نظم جویی هیجاناتشان استفاده می کنند و یکی از متداو ل ترین این روش ها استفاده از راهبردهای شناختی است. راهبردهای نظم دهی شناختی هیجان، فرآیندهای شناختی هستند که افراد برای مدیریت اطلاعات هیجان آور و برانگیزاننده به کار می گیرند و بر جنبه شناختی مقابله تاکید دارند؛ بنابراین، افکار و شناخت ها در توانایی مدیریت، نظم جویی و کنترل احساس ها و هیجان ها بعد از تجربه ی یک رویداد تنیدگی زا نقش بسیار مهمی دارند (گرانفسکی و همکاران، 2001). سال ها پژوهش به نقش مهم تنظیم هیجان در سازش با وقایع تنیدگی زای زندگی وضوح بخشیده است (گرنفسکی و همکاران، 2001). تنظیم هیجان دلالت دارد بر به کار گماشتن افکار و رفتارهایی که در هیجان های آدمی تاثیر می گذارند. هنگامی که انسان ها تنظیم هیجان را به کار می گیرند، چگونگی تجارب و تظاهر هیجان های خود را هم تحت اختیار می گیرند. گمان می شود توانایی تنظیم هیجان خصیصه ای از خصوصیات هوش هیجانی است (بارون و پارکر ، 2000، به نقل از امین آبادی، دهقانی و خداپناهی، 1390). هرچند که تعریف عملیاتی مفهوم تنظیم هیجان دشوار است بسیاری از محققین روانشناسی رشد سعی در مطالعه آن دارند. تحت سیطره درآوردن مفهوم تنظیم هیجان دشوار است، چرا که تظاهرات و تجارب هیجانی نیز حقیقتا حل نشده اند و هیجان ها در محور فهم مفهوم هیجان ها درجات متفاوتی دارند. بر این اساس به تعریفی عملیاتی از خود هیجان که تلاش در وضوح بخشیدن به تعریف تنظیم هیجان دارد نیاز داریم. هیجان چیست؟ هیجان ها از دیدی کارکردی تلاش هایی همگرا توسط فرد محسوب می شوند، به منظور ابقاء، تغییر و یا خاتمه دادن به روابط میان فرد و محیط تاثیرگذار، گروهی ادعا دارند تنظیم هیجان وابسته به دو سطح است: فرایند تنظیم هیجان و بازده آن (گراس ، 1999). تنظیم هیجان این گونه تعریف می شود: تنظیم هیجان مبتنی است بر فرایندهای درونی و بیرونی پاسخ دهی در برابر مهار و نظارت، ارزیابی و تعدیل تعاملات هیجانی به خصوص خصایص زودگذر و تند آنها برای به تحقق رسیدن اهداف (تامپسون، 1994، به نقل از امین آبادی، دهقانی و خداپناهی، 1390). تنظیم هیجان می تواند آگاهانه یا ناآگاهانه، زودگذر یا دائمی و رفتاری و یا شناختی باشد، تنظیم هیجان رفتاری، نوعی از تنظیم هیجان است که در رفتار آشکار فرد دیده می شود نسبت به تنظیم هیجان شناختی که قابلیت مشاهده ندارد و زودگذر است (گراس، 1999). تنظیم هیجان موفق همراه با دستاوردهای مثبت می باشد، دستاوردهایی چون رشد صلاحیت های اجتماعی (آیزنیرگ ، 2000)، و در مقابل، هیجان تنظیم نشده با اشکال برجسته آسیب های روانی همراه است، مثلاً گفته شده است که عدم تنظیم هیجان می تواند منادی رفتارهای مشکل آفرینی هم چون خشونت باشد (دیلون، ریچی، جانسون و لا- بار ، 2007). پژوهش ها نشان داده اند که طبقه ی قدرتمندی از تنظیم هیجان شامل راه های شناختی اداره ی اطلاعات هیجانی تحریک کننده است (آکنر و گراس، 2005). تنظیم هیجان همراه همیشگی آدمی است که به مدیریت یا تنظیم عواطف و هیجان ها کمک می کند؛ به انسان توان سازگاری بیشتر به خصوص بعد از تجارب هیجانی منفی را می دهد (موریس، سیلک، استینبرگ، کایور و رابینسون ، 2007). در بیشتر مطالعات تنظیم هیجان همسان با مقابله ی شناختی فرض می شود و در کل به راه های شناختی مدیریت عواطف با استفاده از اطلاعات برانگیخته ی هیجانی گفته می شود. فرآیندهای شناختی می توانند به ما کمک کنند تا بتوانیم مدیریت یا تنظیم هیجان ها و یا عواطف را بر عهده بگیریم تا از این طریق بر مهار هیجان ها بعد از وقایع اضطراب آور و تنیدگی زا توانا باشیم (گرنفسکی و کراجی و اسپینهاون، 2002).مدل های نظری و انواع راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در طی سال ها، مدل های نظری متفاوتی راهبردهای خاص متفاوتی را به عنوان راهبردهای سازگارانه یا راهبردهای ناسازگارانه در نظرگرفته اند (بیلینگ و موس ، 1981، فالکمن و لازاروس ، 1986، هر دو به نقل از آلداو و همکاران، 2010). به طور اولیه، رویکرد شناختی- رفتاری در آسیب شناسی روانی، دو راهبرد تنظیم شناختی هیجان (بازارزیابی و حل مسئله) را به عنوان راهبردهای سازگارانه در نظر گرفتند بازارزیابی شامل تفسیرها یا چشم اندازهای مثبت داشتن به موقعیت استرس زا به عنوان شیوه ای برای کاهش دادن استرس در نظر گرفتند (گراس، 1988).
✔️ دارای پشتیبانی 24 ساعته تلفنی و پیامکی و ایمیلی و تلگرامی
✔️ بهترین کیفیت در بین فروشگاه های فایل
✔️ دانلود سریع و مستقیم
✔️ دارای توضیحات مختصر قبل از خرید در صفحه محصول
✔️ دانلود مبانی نظری راهبرد¬های شناختی تنظیم هیجان